|
من غلط بکنم غیر از این ترم دیگه امتحان عملی کامپیوتر از بچه ها بگیرم. وای از دست بعضی از دانشجوها...این ترم اگه کسی سر امتحان چونه زد بی برو برگرد میندازمش (قابل توجه همه دوستان چونه بزن)
نمی دانم این کسایی که همزمان به همه کارهایشان می رسند چطور آدمهایی هستند. من که واقعا کم آورده ام. زندگی حقیقی و مجازی هر دو لنگ می زند. تو دنیای مجازی وبلاگ که دیر به دیر آپ می شه، facebook ام اصلا فعال نیست، می خواستم پادکست درست کنم عطایش را به لقایش بخشیده ام، فقط مانده goodreads که به نظرم نتوانم از سرش بگذرم. اما کم کم کاملش می کنم، که هر وقت پروفایلش را ساختم اینجا اعلام می کنم.
غیر مرتبط: رفتم ستاد آقای موسوی. اصلا مثل ستاد آقای خاتمی نبود. تو رووووووووووخددددددددددددداااااااااااااااا بیییییییییییییاااااااااااااااااااااااااااااایییییین مشششششششششاااااااااااااارکتتتتتتتتتت کنیییدددددد. بابا ما دانشجو بودیم. اینا هم که الان دانشجواند دانشجو اند ما چه دانشجو هایی بودیم اینا کیند! در خواب خوش مستی هوشیار نمی بینم. (این مصراع غیر مرتبطه ها قط یه دفعه آهنگش تو ذهنم چرخید)
مرتبط: بوی گل سرخ خانه را برداشته. یکی از کارهای زندگی حقیقی ام فردا صبح اینه که مربای گل سرخ درست کنم و البته یکی از صدها کار نسبتا الکی فردا.
غیر مرتبط: به زودی حرفتون را گوش می دهم و عکس خندان پسرم را اینجا می گذارم. هر وقت وقت کنم.
دیروز از رسانه های خارجی خبر اعدام دلارا دارابی را شنیدم. تا دیروز چیزی نشنیده بودم (زیاد اهل دنبال کردن اخبار حوادث نیستم) اما در این مورد تحریک شدم که ببینم موضوع چیست. خبری که از رسانه های غربی پخش شد به صورتی تنظیم داده شد بود که حمل بر بیگناهی دلارا داشت و نامه ی سر باز خانواده مقتول چیز دیگری را می گفت. البته مساله اصلی مرتکب شدن جرم در ۱۷ سالگی بود که به آن juvenile crime می گویند و اصولا مجازات اعدام ندارد مگر در شرایط بسیار نادر. البته من اصلا منظورم این نیست که بگویم دلارا بی گناه بوده یا گناهکار. مساله اصلی مجازات اعدام است. هر چند گذشتن از خون کسی که خون عزیزی را ریخته باشد خیلی گذشت می خواهد اما خون خون است و من فکر می کنم گرفتن زندگی می بایست فقط و فقط در اختیار خداوند باشد. حبس ابد شاید به مراتب زجر آور تر باشد اما انسانی تر است. تازه ممکن است بعد از اجرای حکم قصاص معلوم شد که اشتباه شده ان وقت جواب خون ریخته شده را چه کسی می دهد. همین مساله قانون اعدام را از قوانین جزایی انگلستان - مگر در مورد خیانت به وطن- حذف کرده است. به انگلیسی می گویند یه چیزی pardon یعنی عذر خواهی بعد از مردن طرف.
با یکی از فعالان سیاسی و در ضمن طرفدار آقای مهندس موسوی صحبت می کردم. بحث سر پولهایی بود که در سفرهای استانی به مردم هدیه داده می شود و ایشان می گفتند شعور اجتماعی سیاسی مردم را دست کم نگیرید و من احساس می کنم نباید شعور اجتماعی سیاسی مردم را دست بالا گرفت. خدا کند که من سخت در اشتباه باشم. چند روز دیگر معلوم میشود. راستی چند روز دیگر معلوم می شود؟
راستی یک مطلب غیر مرتبط: کی می گه دوست قدیمی خوبه؟ من یک دوستایی دارم که امسال بیش از ۱۰ ساله که باهاشون دوستم اما انگار تاریخ مصرفشون گذشته. یا تاریخ مصرف من گذشته در هر صورت ازشون خبری نیست. دوست نو می خوام. دارم شدیدن دنبال دوست تاریخ نگذشته می گردم. سراغ دارید؟ |