تبليغاتX
اینجا فردا
ساحل افتاده گفت گرچه بسی زیستم

آه نه معلوم گشت هیچ که من کیستم

موج ز خود رفته ای تــیز خرامید و گفت

هستم اگر می روم، گر نروم نیســـتم





+ نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 21:19
توسط سها صراف |
از.......آب و خاک و مهر تو سرشته شد دلم

مهرت ار برون رود چه می شود دلم؟!!!!!!!!!!!

.

.

هیچی اگه یه اتفاقایی بیافته که خداییی نکرده زبونم لال یکی را یه کاری بکنن که این بلا سرش بیاد، همین میشه که الان شده. جا خالی برای امتحان آیلس و تاقل و ... پیدا نمی شه پشت در سفارت خونه ها هم جای سوزن انداختن نیست و تو یک کلام به فرمایش دولت محترم همه جاسوس می شن. ای ول به این همه جاسوس و به این کشور جاسوس پرور.


+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 22:27
توسط سها صراف |

این مدتی که نبودم چند روزی را ترکیه بودم و دو روزی هم خواب. برداشتم از ترکیه چه بود؟ افسردگی بیشتر و ناامیدی افزونتر نسبت به کشورم.

ترکیه نه تنها از نظر جغرافیایی پلی بین آسیا و اروپاست که از نظر فرهنگی نیز واسطه ای میان دو فرهنگ غرب و شرق، سنت و مدرنیته، اسلام و مسحیت و شاید فاندمنتالیسم (بنیاد گرایی) و سکولاریسم باشد.

از لحاظ فرهنگی و اجتماعی، رشد و توسعه، نسبت به ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس به وضوح قابل رویت است. اما به نظر می رسید که مترسک توسعه سیاسی در ترکیه مثل اغلب کشورهای در حال توسعه بر زمینی که خاکستر ترس همه جای آن را فراگرفته، فرو رفته است. آتاتورک همچون یک قدیس مورد احترام است و کسی جرات نقد کردن او را ندارد. کردها و ارامنه اقلیتهایی هستند که حرف اضافی نباید بزنند و آرامش شهر با ماشینهای ضد شورش پارک شده در کنار خیابانها و پلیس امنیتی که ورود به هر پاساژ و هتل و اداره ای را با سیستمهای امنیتی کاملا پیشرفته کنترل می کرد، تضمین می شد. در مجموع آزادی ترکیه آن چیزی نیست که طبقه روشنفکر را راضی کند و تنها بخشهایی از جامعه که به آزادی های رفتاری (نمی خواهم این ازادی را تنها در لغت آزادی های جنسی محدود کنم) قانع اند، ترکیه را کشوری آزاد می دانند.

گاهی اما عینک خوشبینی ام را بر چشم می زدم و آن روزهای چیزهایی دیدم که کور سویی از باور به آزادی را در من روشن می کرد. مثلا در یک نمایشگاه فوق العاده خلاقانه و زیبا پرتره ی یک کرد فعال سیاسی را دیدم و یا روزی در خیابان استقلال استانبول راهپیمایی بسیار کم جمعیت و بسیار صلح آمیز گروهی از کارگران معترض را مشاهده کردم و البته دوربینهای خبرگزاری ها و خبر نگاران که این راهپیمایی را پوشش می دادند.

و اما...... اندکی هم اندر اوصاف ایرانی های به اصطلاح توریست که آبروی هر چی توریست تو دنیاست را می برند. ایرانی ها تمام مال ها و بازارها و پاساژهای ترکیه را بهتر از خود ترکها همان دو روز اول یاد می گیرند، اما از دیدنها فقط و فقط آنهایی که با تور به ترکیه می روند، مسجد سلطان احمد را می بینند و ایاصوفیه را از دور آن هم چون تور مجانی هست می بینند. در صف محل های دیدنی و تاریخی به سختی بتوان یک هم زبان پیدا کرد اما در فروشگاه ها همه فارسی حرف می زنند. و البته من در مورد شبها و کنار دریا نظر خاصی ندارم چون مستفیض نشدم. اما از شنیده ها این طور بر می اید که بسته به فرهنگ و بودجه در محل های مختلف ایرانی ها به وفور به چشم می خورند. البته چون فعالیت شبانه توریستهای دیگر کشورها هم محدود به بارها و دنسینگها و ... می شود و تعداد انها از ایرانی ها خیلی بیشتر است، فکر کنم باز ایرانی ها در اقلیتند. راستی ایران از لحاظ تعداد توریست رتبه ششم را در ترکیه دارد.

و یک نکته جالب دق ترکها را در اورده عدم توازن بین صادرات و واردات بین ترکیه و ایران است. ترکها آن مقدار که از ایران محصول می خرند با فروش کالا و صنعت توریست نمی توانند جبران آن را بکنند و این برایشان خیلی درد آور است، چون به کرات این مساله را عنوان کردند. (بیشترین محصول صادراتی از ایران به ترکیه گاز است)

و یک نکته غم انگیز اینکه بعضی از نادان ترین هایشان احمدی نژاد را دوست داشتند.


+ نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 13:58
توسط سها صراف |

injafarda

سها صراف

injafarda

http://injafarda.blogfa.com

اینجا فردا

اینجا فردا

اینجا فردا

من کارشناس ارشد ارتباطات هستم. در دانشگاه علامه طباطبایی درس خوانده ام و در حال حاضر در یکی از شعب دانشگاه جامع علمی کاربردی تدریس می نمایم. زمینه فعالیت من بیشتر در حوزه فن آوری های نوین اطلاعات و ارتباطات می باشد. به مطالعات زنان، ارتباطات انسانی و حقوق ارتباط جمعی علاقه مند هستم.

اینجا فردا

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog