|
از هر زاویه دیدی که نگاه کنیم باز گوشت قربانی ملت ایران هستند. قبل از انتخابات روزی که مهندس موسوی به اصفهان آمدند برای شنیدن سخنرانی ایشان به مسجد سید * رفتم. در راه چون حدس می زدم که جمعیت خیلی زیاد باشد ماشینم را در خیابان عباس آباد پارک کردم و شمس آبادی تا طیب را با تاکسی رفتم. ترافیک خیلی زیاد بود و راننده تاکسی حسابی کفری شده بود. به او گفتم که می خواهم به مسجد جمعه بروم. گفت که تا سر طالقانی بیشتر نمی روم و اضافه کرد این کارها فایده ندارد (منظورش سخنرانی بود) ایشالا مردم به کسی رای می دهند که پاسدار خون شهیدان باشد. از او پرسیدم چه کند که پاسدار خون شهیدان باشد؟ گفت: اول از همه اینکه با دشمن بزرگ یعنی امریکا همون که همیشه باعث بدبختی ما بوده، سازش نکند. و ادامه داد ایشالا احمدی نژاد دوباره انتخاب میشه و میزند تو دهن این امریکا... از ماشین که پیاده شدم با خودم فکر کردم همه ی بدبختی ما مال همین یک بعدی نگاه کردن مردممان است. آخر تا ابد که نمی شود گفت با همه دشمن باشیم، الان وقت دوستی و آشتیست، ما می خواهیم روند اصلاحات را در ایران دنبال کنیم و اصلاحات سیاسی در کنارثبات اقتصادی و به دور از هر گونه تحریم امکان پذیر خواهد بود . اما...گذشت و احمدی نژاد آمد و همه حوادث بعد از انتخابات... حالا من از زاویه دید دیگری با حرفهای آن راننده تاکسی موافق شده ام. دوباره شرایطی پیش امد که ملت ایران ندای آزادی خواهیشان بلند شد و باز یک کشور خارجی هست که از روبرو به ملت ایران خنجر بزند. در تاریخ ایران هر وقت مردم صدایشان در آمد، دولت ایران با دادن منافع ملی همین ملت ایران به اجانب به انها خنجر زده اند و این بار هم احمدی نژاد با همه ادعایی که داشت، چون موقعیت خود را در خطر میدید دست دوستی به سوی امریکا دراز کرده و این میان فقط خون مردم ایران است که به ناحق تباه شده است. چه آنانی که باور دارند جوانانشان در 8 سال جنگ به خاطر دسیسه های کشورهایی چون امریکا پرپر شدند و چه کسانی که اکنون ندایشان بی ندا شده است. * اشتباهی نوشته بودم مسجد جمعه یکی از دوستان فعال در امور سیاسی تصحیحش کردند. تشکر.
|